محمد مهدى ملايرى
408
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
تفصيل داده به ياد مىآورد خودش بسيارى از آنچه را كه دربارهء اين دو كرده به تقريظ و تعدى گفته تكذيب مىكرد . . . ( الآثار الباقيه ) . « 1 » البته دربارهء اينكه آنچه را ابن قتيبه در ستارهشناسى و علم فلك اعراب نقل كرده بتوان نام علم يعنى دانش ستارهشناسى و علم فلك بر آن اطلاق كرد ترديد فراوان هست و به همين سبب نوشتههاى او در اين زمينه به مبالغه و گزاف حمل شده يكى از محققان معاصر در اين باره چنين نوشته است : « غرض من در تمام آنچه ذكر كردم اقتصار بر آن چيزى است كه اعراب در اين زمينه مىشناسند و به كار مىبرند بدون توجه به آنچه اشخاص منسوب به فلسفه از اعاجم و اصحاب حساب ادعا مىكنند زيرا من دانش عرب را دانشى يافتم كه به عيان ظاهر است و در تجربه درست درمىآيد و براى مسافر زمين و دريا و ابن السبيل نافع است » ( ابن قتيبه الجندى 131 ) . برخى از مستشرقين مانند استاد براون ( تاريخ ادبى ايران ص 276 ) ابن قتيبه را از بزرگان علماى فلك شمرده و آنچه آنها را به اين اعتقاد واداشته وجود نسخهاى از كتاب « الانواء » است در كتابخانه اكسفورد كه به نام « علم الفلك » شناخته شده در صورتى كه اگر به محتواى كتاب نگاه مىكردند درمىيافتند كه آن كتاب را نمىتوان كتابى در علم فلك به معنى معروف آن دانست زيرا آن كتاب از حد معلوماتى كه اعراب از خلال تجارب عملى و مستمر خويش در حد نيازهاى طبيعى خود در امر كوچ از جايى به جايى دريافته بودند خارج نيست و ابن قتيبه آنها را از گفتههاى مسجع اعراب و آنچه از اينگونه اقوال از آنها روايت مىشد استخراج كرد . و بنابراين نمىتوان ابن قتيبه را به اعتبار اين كتاب از علماى فلك شمرد . « 2 » ولى با همهء اينها ابن قتيبه از شهرتى به سزا برخوردار بوده و طرفداران فراوان داشته ، ابن نديم گويد كتابهاى وى در جبل ( يعنى سرزمينهاى شمال غربى ايران و
--> ( 1 ) . الآثار الباقيه ، ص 238 تا 239 . ( 2 ) . 2 / 6 - سند الجندى ، « ابن قتيبه العالم الناقد الاديب » ( ص 131 - 132 ) .